عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
342
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
عمل بوده اصلش از خاك خراسان و در شهر شيراز توطن داشته و اغلب تحصيل خود را در خدمت والد ماجدش مير محمد هادى خان و جناب سيادت مآب حكيم مير محمد على حسينى بپايان برده * سال وفاتش به نظر نرسيد مصنفات نيكو دارد از جمله كتاب مخزن الادويه است كه در مفردات ادويهء طبيّهء به ترتيب حروف تهجى در سال يكهزار و يكصد و هشتاد و سه ( 1183 ) هجرى تأليف نموده و بالفعل در ميان اطباى معاصرين متداول مىباشد ( كتاب مجمع الجوامع و ذخاير التراكيب ) كه در عرف اطباى حاليّه بقرابادين كبير مشهور است كتابى است مبسوط و در سنه يكهزار و يكصد و هشتاد و پنج ( 1185 ) بتأليف آن شروع شده ( كتاب كليات طب ) كه بخلاصة الحكمه موسوم است و در سال يكهزار و يكصد و نود و پنج ( 1195 ) بجمع آن پرداخته ) * 2 % 1 الحقير النافع از جراحهاى مشهور مائه چهارم هجرى و از طايفهء يهود ساكنين مصر بود و در ايام دولت ( العزيز باللّه ) و پسرش ( الحاكم بامر اللّه ) كه هر دو از خلفاى علويّين مصر بودند در شهر مزبور در قرب دربار خلافت دكهء جراحى داشت و بدون تحصيل علم با تجارب شخصى خود ببعضى قروح معالجه مىكرد و با كمال پريشانى و تنگدستى امر معيشت خود را مىگذرانيد اتفاقا در آن اوقات در پاى الحاكم خليفهء علوى قرحهء حادث شد و ( ابن مقشم ؟ ؟ ؟ ) كه طبيب حضرت بود با ساير اطباى دربار هر قدر در معالجهء آن كوشيدند سودى نبخشيد آخر الامر يك نفر از غلامان حرم جراح مزبور را در حرمسرا معرفى كرد و بامر سلطانى حاضر خدمت نمود و او دواى خشكى روى آن قرحه نهاد در مدت سه روز مرض پاى خليفه به صحت انجاميد الحاكم بامر اللّه به آن جراح هزار دينار انعام داد و او را به ( الحقير النافع ) ملقب نمود و هم در جزو اطباى حضور منسلك فرمود * 2 1 حكم الدمشقى - پسر ابو الحكم طبيب نصرانى است كه ترجمهاش در اين كتاب مذكور گرديده * چنانچه پيش از اين مسطور افتاد پدر ابن طبيب پزشك خاص معاوية بن ابى سفيان بوده و خود نيز مثل پدر در تركيب ادويه مهارتى بكمال داشت وفاتش در ايام توقف عبد اللّه بن طاهر در دمشق در سنه دويست و ده در سن يكصد و